اراده ی من به زندگی تعلق گرفته است .

در فیلم پیانو ، به کارگردانی جین کمپیون ، صحنه ای هست که در آن قهرمان زن که پیانویش را دیوانه وار دوست دارد ، از مرد می خواهد پیانو را به آب بیاندازد . هنگام انداختن پیانو درآب ، زن به عمد پایش را در حلقه ی طناب وصل شده به پیانو می گذارد و با آن به درون آب کشیده می شود و فرو می رود. انگار شاهد مرگ زن هستیم که ناگهان او در میانه ی راه پایش را از طناب جدا می کند و به سطح آب باز می گردد. در این هنگام صدای زن را می شنویم که می گوید:
" عجب مرگی !
عجب شانسی !
اراده ی من زندگی را انتخاب کرده . "
و این یعنی انسان محوری و انسان گرایی ( اومانیسم ) *در نوع نابش .
------------------------------------------------
* انسان گرایی یا اومانیسم یا هیومانیسم اصطلاحی است که در قرن نوزدهم برای شیوه ی تفکر و آرمان هایی به کار می رفت که دردوره ی نوزایی در اروپا رایج بود.این شیوه ی تفکر بر قابلیت های ذاتی انسان تأکید می ورزید. این تأکید نتیجه ی مستقیم تأثیر تاریخ ، فلسفه و هنر یونان و روم باستان و عکس العملی علیه اصول جزمی مسلط بر دین و فلسفه ی قرون وسطا بود.انسان گرایان دوره ی نوزایی از انسان تصویری مثبت و امیدوارانه داشتند که با برداشت مسیحیان قرون وسطی از انسان بسیار متفاوت بود. آن ها انسان را موجودی بدبخت ، ذلیل و گناهکار نمی دیدند که در آرزوی رهایی از دام گناهان نفسانی است ، بلکه او را شاهکار طبیعت ، تاج آفرینش و منبع بی پایان قابلیت ها و استعدادهای بی شمار اخلاقی ، روحی و جسمانی می دانستند. تفکّر انسان گرایی به پیشرفت تمدّن بشری کمک بسیار کرد و باعث شد بشر نیروها و قریحه های پنهانی خود را بهتر بشناسد و به کمک آنهابه بسیاری از آرزوهای خود دست یابد .
انسان گرایی دو بعد مهم دارد : اول تمایل به بهبود وضع اجتماعی انسان و دیگر توجه به آزادی و حیثیت بشر. این دو بعد در قرن بیستم از یکدیگر جدا شدند ، برای مثال ای . ام فورستر ، نویسند وادیب انگلیسی ، بیشتر به حقوق فردی بشر تأکید می ورزد ؛ در حالی که ماکسیم گورگی ، نویسنده ی روسی ، معتقد است که بهبود وضعیت شخصی تک تک افراد بشر ، با تعاون و همراهی با دیگران برای زندگی اجتماعی بهتر ، تحقق می یابد.
( برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به :جمال میرصادقی و میمنت میرصادقی : واژه نامه ی هنر داستان نویسی ،تهران : کتاب مهناز ، چاپ اول ، 1377 ، صص33 - 35. )






