ستاره ی مرگ
شاید باور نکنید که این داستان ریشه ی تاریخی دارد و به عبارتی کاملاً واقعی است . تنها از آنجا که عالم واقعی بی رحم تر است ، پایانی کاملاً متفاوت دارد که برایتان نقل می کنم :
در 1001ق ستاره ی دنباله داری در آسمان پدیدار شد . منجّمان معتقد بودند که ظهور این ستاره نشان برکناری یا مرگ یکی از سلاطین است . منجّم باشی دربار برای آن که شاه عبّاس صفوی را از گزند احتمالی مصون دارد ، چاره ای اندیشید ؛ بدین صورت که شاه چند روزی از سلطنت کناره جوید و شخصی محکوم به مرگ ، موقتی به جای او بر تخت نشیند . مقارن این احوال یوسفی ترکش دوز یزدی راکه به اتهام الحاد * دستگیر شده بود ، به حضور پادشاه بردند . شاه عبّاس از او پرسید : " ظهور ستاره ی دنباله دار چه تأ ثیری در احوال جهان خواهد داشت ؟" وی پاسخ داد :" ظهور این ستاره دلیل بر آن است که در اساس سلطنت تغییری روی خواهد داد ویکی از درویشان سلسله ی ما از رتبه ی پادشاهی معنوی به پادشاهی صوری می رسد . " شاه گفت : " در سلسله ی شما برای پادشاهی کسی لایق تر از تو نیست . تو راپادشاه می کنم تا اثر این ستاره مطابق حکم تو باشد ." به فرمان شاه تاج پادشاهی بر سر یوسفی نهادند وکمربند مرصّع ودیگر تشریفات پادشاهی بدو سپردند . دولتمردان برای خدمت به او آماده شدند . شاه هم عصای مرصّعی در دست گرفت و در برابر او به خدمت ایستاد ؛ بدین ترتیب هر چه یوسفی فرمان می داد ، بی تأمّل اجرا می شد.
نوشته اند ظریفی به منجّم باشی دربار گفت : " مسبّب سلطنت چند روزه ومرگ این درویش تویی ، اگر در این چند روز فرمان به کشتن تو دهد ، چه خواهی کرد ؟ "منجّم که از این خطر غافل بود ، سخت پریشان حال شد ودر مدّت پادشاهی یوسفی خود را از چشم او پنهان کرد .
سرانجام در روز یک شنبه 10 ذی قعد ه ی 1001ق ، یوسفی ترکش دوزیزدی را به دارآویختند و تیرباران کردند . آن گاه بار دیگر شاه عبّاس برتخت نشست .
این منجّم ، جلال الدّین محمّد یزدی ، از ندیمان مخصوص شاه عبّاس بود که در سفر وحضر او را همراهی می کرد .
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
* یوسفی به مذهب نقطوی اعتقاد داشت .محود پسیخانی گیلانی ، بنیانگذار این مذهب بود . او آفرینش و ظهور همه چیز را از خاک می دانست وآن را نقطه می خواند و معتقد بود که هر چه در جهان است ، هرگز از جهان ناپدید نخواهد شد و اگر به صورتی ناپدید گشت ، باز هم به صورتی دیگر از انسان ، حیوان ، جما د و گیاه ظاهر می شود.{ تناسخ ؟؟؟}
زمان ارسال در وبلاگ قبلی : چهارشنبه 1387/03/08 -



