بانوی کویر ( پژوهش،هنروادب)
RSS

ستاره ی مرگ

19 فروردين 1388 ساعت 03:35


سال ها پيش در دوران جنگ كه تلویزيون هر هفته يكي يا دوتا سريال بيشتر پخش نمي كرد، سريالي به نام « افسانه ی سلطان وشبان »پخش مي شد. داستان سريال مربوط به سلطان ساده دل وترسويي بود كه براي نجات تاج وتختش از بلايي كه قرار بود سرش بيايد ؛ به توصيه ی  منجّمان ، چوپان بيچاره ی از همه جا بي خبری را بر تخت سلطنت می نشاند؛ به اميد اين كه در لحظه ی موعود که تير هاي بلا بر تاج و تخت مي بارد ؛ سلطان دروغين به جاي سلطان اصلي نابود شود و سلطان اصلي از مهلكه و سرنوشت ناگزير جان بدر ببرد ، امّا در عمل چنین نمی شود و چوپان به یاری مردم بر سلطان می شورد و او را سرنگون می کند.داریوش فرهنگ  کارگردان این فیلم  و موسیقی آن از بابک بیات بود . بازیگران هم : مهدی هاشمی ، گلاب آدینه ، محمد علی کشاورز و.....

شاید باور نکنید که این داستان ریشه ی تاریخی دارد و به عبارتی کاملاً واقعی است . تنها از آنجا که عالم واقعی  بی رحم تر است ، پایانی کاملاً متفاوت دارد که برایتان نقل می کنم :

در 1001ق ستاره ی دنباله داری در آسمان پدیدار شد . منجّمان معتقد بودند که ظهور این ستاره نشان برکناری یا مرگ یکی از سلاطین است . منجّم باشی دربار برای آن که شاه عبّاس صفوی را از گزند احتمالی  مصون دارد ، چاره ای اندیشید ؛ بدین صورت که شاه چند روزی از سلطنت کناره جوید و شخصی محکوم به مرگ ، موقتی به جای او بر تخت نشیند . مقارن این احوال یوسفی ترکش دوز یزدی راکه به اتهام الحاد * دستگیر شده بود ، به حضور پادشاه بردند . شاه عبّاس از او پرسید : " ظهور ستاره ی دنباله دار چه تأ ثیری در احوال جهان خواهد داشت ؟" وی پاسخ داد :" ظهور این ستاره دلیل بر آن است که در اساس سلطنت تغییری روی خواهد داد ویکی از درویشان سلسله ی ما  از رتبه ی پادشاهی معنوی به پادشاهی صوری می رسد . " شاه گفت : " در سلسله ی شما برای پادشاهی کسی لایق تر از تو نیست . تو راپادشاه می کنم تا اثر این ستاره مطابق حکم تو باشد ." به فرمان شاه تاج پادشاهی بر سر یوسفی نهادند وکمربند مرصّع ودیگر تشریفات پادشاهی بدو سپردند . دولتمردان برای خدمت به او آماده شدند . شاه هم عصای مرصّعی در دست گرفت و در برابر او به خدمت ایستاد  ؛ بدین ترتیب هر چه یوسفی فرمان می داد ، بی تأمّل اجرا می شد.
نوشته اند ظریفی به منجّم باشی دربار گفت : " مسبّب سلطنت چند روزه ومرگ این درویش تویی ، اگر در این چند روز فرمان به کشتن تو دهد ، چه خواهی کرد ؟ "منجّم که از این خطر غافل بود ، سخت پریشان حال شد ودر مدّت پادشاهی یوسفی خود را از چشم او پنهان کرد .
سرانجام در روز یک شنبه 10 ذی قعد ه ی 1001ق  ، یوسفی ترکش دوزیزدی را به دارآویختند و تیرباران کردند . آن گاه  بار دیگر شاه عبّاس برتخت نشست .
 این منجّم ، جلال الدّین محمّد یزدی ، از ندیمان مخصوص شاه عبّاس بود که در سفر وحضر او را همراهی می کرد .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

* یوسفی به مذهب نقطوی اعتقاد داشت .محود پسیخانی گیلانی ، بنیانگذار این مذهب بود . او آفرینش و ظهور همه چیز را از خاک می دانست وآن را نقطه می خواند و معتقد بود که هر چه در جهان است ، هرگز از جهان ناپدید نخواهد شد و اگر به صورتی ناپدید گشت ، باز هم به صورتی دیگر از انسان ، حیوان ، جما د و گیاه ظاهر می شود.{ تناسخ ؟؟؟}



زمان ارسال در وبلاگ قبلی : چهارشنبه 1387/03/08 -

حکم ملوکانه

19 فروردين 1388 ساعت 03:34

 

خواجه نعمت الله مالمیری* در سده ی دهم ق می زیست. نسب او به خواجه قوام الدین حسن ، وزیر شاه شجاع و ممدوح حافظ ، می رسید. وی به مدت چهل سال وزارت اصفهان را به عهده داشت. در زمان سلطنت شاه طهماسب « خاطر خطیرش انزجار یافته ، روی از شغل مزبور بر تافته ، عریضه ای در این خصوص به سلطان نگاشته ، داعیه ی استعفا نمود. » ، اما شاه طهماسب با آن موافقت نکرد. « سلطان به خط مبارک این بیت را که از واردات طبع اقدس بوده ، بر حاشیه ی آن رقم فرمودند:
نعیما نعمت الله مالمیری.........................................وزیر اصفهانی تا بمیری »

 *مالمیر از محلات قدیمی یزد



زمان ارسال در وبلاگ قبلی : چهارشنبه 1387/02/18 -

یک رای موافق!

19 فروردين 1388 ساعت 03:34


دوران گذشته سرشار از مطالب خواندنی وحکایات  یندآموزاست. گذشته ای که چه بسا تا به حال بارها  تکرار شده است؛ هرباربا ظاهری  نو آراسته وبا نقابی دیگر.

وجودخلق مبدل شود وگرنه زمین...................................همان ولایت کیخسرو است وملک کیقباد

******

برآنچه می گذرد دل منه که دجله بسی............................. یس از خلیفه بخواهدگذشت از بغداد


******

بحرین سا ل ها  بخشی از ایران بود. روزگاری نیز در مجلس شورای ملی ایران نام آن را استان چهاردهم ایران گذاشتند. معمولا ورود وخروج ایرانیان به بحرین و آمد وشد اتباع بحرین به ایران احتیا جی به گذرنامه نداشت و  ویزا نمی خواست .همچنین بهای  تمبر ایران به بحرین مانند بهای  تمبر یست برای یاکت های داخل بود؛ تا اینکه زمان خروج انگلیس از شرق کانال سوئز و خلیج فارس فرا رسید.سرویلیام لوس، مأمورعالی رتبه ی  وزارت امورخارجه ی انگلستان، چندین بار به ایران سفر کرد و سرانجام ایران با برگزاری رفراندومی از سوی سازمان ملل در بحرین موافقت کرد و این موضوع را پادشاه ایران در فرودگاه دهلی در سفری که  به هندوستان رفته بود ، اعلام داشت. سازمان ملل در این زمینه سه مورد مطرح کرده بود : رأی به با قی ما ندن بحرین درقلمروی  ایران ، رأی به باقی ما ندن در تحت الحما یگی انگلیس ، رأی به استقلال بحرین. گیچیاردی نامی از طرف سازمان ملل بحرین رفت و علی الظاهر همه پرسی به عمل آمدو نتیجه اعلام شد که مردم جزایر بحرین خواستار استقلال وجدایی ازایران و انگلستان هستند .درپی این مسا ئل ، دولت ایران نیز گزارشی تهیه وآن را تقدیم مجلس کرد. پان ایرانیست ها تنها گروهی بودند که در این واقعه فعالانه وارد شدند .آنها این جدایی رامغایر با اصل حا کمیت ملی تحلیل می کردند .همچنین نقش برخی از روزنامه نگاران وابسته را ازعوامل جدایی بحرین می دانستند ، زیرااین روزنامه نگاران با درج گزارش هایی  مبنی برپا یان یافتن منابع نفتی بحرین ، زمینه را برای افکار عمومی فراهم آورده بودند . سرانجام در 1349ش مجلس با 187 رأی موافق و4رأ ی مخالف باعث جدایی بحرین از ایران شد. درمیان آرای موافق نام محمد بقایی یزدی به چشم می خورد.

******

 

محمد بقایی یزدی ،فرزند حسن ، در 1307ش در یزد به دنیا آ مد . وی پس از تحصیلات مقدما تی دریزد برای ادامه ی تحصیل به تهران رفت ودر دانشکد ه ی  پزشکی به تحصیل مشغول شد . آنگاه پس از پایان تحصیلات  ، در 1332ش در بهداری ارتش به فعالیت پرداخت و پس از مدتی کوتاه به دفتر نخست وزیری  انتقال یافت .او به سبب  علاقه به فعالیت های سیاسی واجتماعی در بیست و یکمین دوره از انتخا بات مجلس شورای ملی، از سوی کنگره ی آزاد زنان وآزاد مردان به نمایندگی از مردم تفت به مجلس راه یافت. روزنامه ی ملک در این زمان نوشت:«دکتر بقایی علاوه بر تخصص در فن شریف پزشکی ، دارای ذوقی سرشار است واز نویسندگی وشعر وادب بهره ی کافی دارد. ما یقین داریم وی با اطلاعات جامعی که در اطراف زندگی نساجان وکشاورزان زحمتکش ومحروم این سامان دارد،می تواند همان طور که تا به حال نشان داده ، بعدا نیز گام های مؤثری در راه مردم بردارد. ما به سهم خود انتخاب دکتربقایی را به اهالی حوزه ی انتخابیه ی تفت ومردم یزد تبریک گفته ، مسلم می دانیم احساساتی را که مردم این بخش و نقاط تابعه ی آن در مورد وی ابراز داشته اند ؛ نمونه ی جامع وکاملی از حق شناسی مردم نسبت به دکتر وخاندان اوست که هیچ گاه خود را از مردم جدا ندانسته و....».
بقایی در دوره ی بیست وچهارم مجلس شورای ملی ،در 1354ش،به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد. بنیان گذاری بیمارستان سیدالشهدای یزد،حفاری سه حلقه چاه در تفت ومهریز در 1344ش واتصال شهربابک به یزد از فعالیت های اوست. وی در طبابت مورداعتماد دولتمردان بود وپس از قتل احمد آرامش(یزدی) به وسیله ی ساواک در 24مهر 1352ش ، در پارک فرح تهران ،جواز دفن وی را به دلیل" پارگی قلب " صادر کرد! بقایی پس از پیروزی انقلاب به سبب آن که پزشک ساواک بود ، اعدام شد.

 



زمان ارسال در وبلاگ قبلی : دوشنبه 1387/01/26 -