فرت !
ازتیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیری
اخباربیست وسی دیشب (11مهر88) گزارشي را مربوط به خون دادن صوری مدير عامل و معاون سازمان انتقال خون در یزد پخش کرد . آقایان روی تخت دراز کشیده بودند و سرم به دستشان وصل بود و به ظاهر در حال خون دادن بودند . وقتی خبرنگار چسب و پنبه را از دست مبارکشان برداشت ، چشممان به جمال سرمی بدون سوزن روشن شد ! هرچند ما شنیده ایم اینجا از ازل همیشه خون عدّه ای رنگین تر از بقیّه بوده است ، امّا خودمان دیدیم که بازدهان خیلی ها ازتعجّب بسته نمی شد!
امروز گفتند " دکترح " * بعد از این آب دادن به دسته گل ، برکنار و" دکترخ " * جانشین ایشان شدند ، امّا داریم به این فکر می کنیم که زمینی ها ، قدیم ترها ضرب المثلی داشتند که " شنیدن کی بود مانند دیدن " حالا دیگربیچاره ها به چشم هایشان هم نمی توانند اعتمادکنند واین یعنی " ول معطّلند " !
مردمان در مقابل چنین اتّفاقاتی عکس العمل های جالبی دارند ، یعنی هرکسی از ظنّ خودش به آن می نگرد ، یکی می گوید هر مسؤولی که خبط و خطایی می کند باید معرّفی شود ، دیگری می گوید باآبروی مؤمن نباید بازی کرد والبتّه دایره ی این " مؤمن " آن قدر وسیع است که درکمال رأفت اسلامی بدون توجّه به ویژگی های یک مؤمن ، می تواند هرکسی را شامل شود وصدالبتّه بیشترشامل حال همان کسانی می شود که خونشان از بقیّه رنگین تر است. جالب تر آن که اغلب این حرف ها بستگی به شرایط و موقعیّت خود آدم ها دارد و بعید نیست اگرجایگاهشان عوض شود ، حرفشان هم عوض شود. خلاصه این که اوضاع بسیار " شلم ، شوربا " ست .
ما دراین مدّت فهمیدیم آدم ها بسیار موجوداتی غریب و عجیبند و گاه علاقه ی خاصّی به " خودفریبی " و " دیگرفریبی" یا به عبارتی " خرفرض کردن دیگران " پیدامی کنند که بیماری لاعلاجی است که وقتی گریبانگیر " از ما بهتران " شان می شود ، به قول شاعراخلاق گرایشان که تمام هجویّاتش را از کتب شسته اند : « ناخوب تر » است .
این را هم بگویم آنچه انسان ها " اخلاقیّات " نامیده اند درتمام دنیا ، فارغ از این که برچه دین و آیینی باشند ، تعریفی مشابه دارد ، امّا وقتی این اخلاقیّات از جانب مدّعیان دین مداری و عدالت نادیده گرفته می شود ، بازهم « ناخوب تر» است . درپایان درخواست می شود یکی را از ستاره ی آبی ، در آن گوشه ی پرت کهکشان راه شیری ، به اینجا بفرستید تابه آن گروه از مسؤولین محترم که به هرتوجیهی ، به صدا و سیما و ضرغامی ، در مورد پخش این گزارش اعتراض نمو ده اند ، یادآوری کند : " مرگ خوب است ، امّا برای همسایه " واین که شروع این ماجرا از کجا بود؟ ما که چند صباحی مهمان اینها بوده ایم ، فراموش نکرده ایم ، چطور ممکن است دراین فاصله ی کم ، مناظرات - مثلا - انتخاباتی را فراموش کرده باشند و تمام بی اخلاقی ها وبداخلاقی هایی که کوچک و بزرگ شاهد آن بوده اند؟؟؟!!! درضمن به همراه آن " یکی" مقداری ازآن آمپول های راستگویی برایمان بفرستید تا اگراین جماعت از نیش سوزن نترسیدند و زورمان بهشان رسید ، به خونشان تزریق کنیم و نتایج آمارگیری را منتشرنماییم تاآدم ها مثل تمام دردهای بی درمانشان به آنها بخندند و خم به ابرو نیاورند .
گزارش را مثل نامه های زمینی ها به بیتی مزیّن می کنیم : " درمیخانه ببستند خدایا مپسند / که درخانه ی تزویر و ریا بگشایند "
* این سبک و استفاده از اسامی اختصاری را هم از خود " بیست و سی " یاد گرفتیم درپخش دادگاه حوادث اخیر !
قربان قد رعنایتان
فرت !
اینجا را هم بخوانید :http://www.yazdfarda.com/news/19289.html



