احمق مردا که دل درین جهان بندد !
کافی است که ببینی امروز در تاریخ روز قتل جعفر برمکی و انقراض دولت برامکه ( 189ق ) است و به یاد " بیهقی " بیفتی و" قصّه ی جعفر برمکی " در تاریخ بیهقی .
انشای تاریخ بیهقی را دوست داری و جدا از تمام ویژگی های خاصّ این کتاب ، " صداقت " بی نظیری که درآن موج می زند ، به وجدت می آورد ، شاید به این دلیل که همیشه صداقت انسان هاست که مفتون و مبهوتت می کند و دریغ که چه متاع کم بهایی شده است این روزها ! باید درسوگ سیاوش هایی نشست که شجره نامه شان درآتش دروغ هایشان ، سوخته است ... سوخته اند ... می سوزانند ! آدمک های خوش آب و رنگ کاغذی !
بهتر است هیچ نگویی ، وقتی که واژه هایت را که نه ، روح واژه هایت را گم کرده ای ... مسخ شد ه ای ، معلّق و رها ! دیگر درانتظار اتّحاد با هیچ روحی در درونت نیستی و فقط دلت ـ دلی که مثل دل گنجشک می ماند ـ می خواهد اگر دوباره به خلعت گرانبهای حیات مشرّف شدی ، در تن نحیف یک گیاه حلول کنی ... فارغ از های و هوی این عالم و آدم ها ... فقط همین ! که به قول بیهقی : « احمق مردا که دل درین جهان بندد! که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند . »
و امّا :
چنان خواندم در اخبار خلفا که یکی از دبیران می گوید که بوالوزیر، دیوان صدقات و نفقات به من داد ؛ در روزگار هرون الرّشید یک روز ، پس از برافتادن آل برمک ، جریده کهن تر باز می نگریستم در ورقی دیدم نبشته : بفرمان امیرالمؤمنین نزدیک ِ امیر ابوالفضل جعفر بن یحیی البرمکی ، ادام الله لامعه ، بُرده آمد از زر چندین و از فرش چندین و کسوت و طیب و اصناف نعمت چندین وزجواهر چندین ، و مبلغش سی بار هزار هزار درم 1. پس به ورقی دیگر رسیدم ، نبشته بود که اندرین روز اطلاق کردند بهای بوریا و نفط تا تن جعفر برمکی را سوخته آید ببازار ، چهار درم 2و چهار دانگ و نیم ...
----------------------------------------------------
1. بهای این کالا به سی میلیون درم می رسید .
2. به کسر اول و فتح دوم ، سکه ی سیم به وزن تقریبی چهار گرم ـ دانگ یک ششم درم بوده است .
* خواجه ابوالفضل محمّد بن حسین بیهقی دبیر : تاریخ بیهقی ، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر ، انتشارات مهتاب ، چاپ ششم ، جلد اول ، صص 241 .



